بهش میگم: حس میکنم یه چیزی شده و به من نمیگی!
میگه: حست درسته.
میگم: خب نمیخوای در موردش حرف بزنی؟
میگه : دلم میخواد اما مفصله. برای گفتن یه دیدار لازمه. اما حتما بهت میگم.
میگم: خیر باشه. نکنه به خاطر من تو دردسر افتاده باشی؟
میگه: خیره. نگران نباش. ان شاالله برات میگم.
من حتی از کلماتی که مینویسه میفهمم یه چیزیش هست.
برچسب:
نویسنده: نیکی رحیمی