دو روزه حضرت آقا رو توی تلگرام بلاک کردم چون به حرفم گوش نکرد.
بهش گفتم دیگه پیام نده من نمیتونم جواب بدم و خیلی سختمه تو الان نامحرمی و نمیخوام زبون روزه باهات حرف بزنم در حالی که هر دومون میدونیم چه حسی داریم به همدیگه.
گفت میخوام بدونی زنده ام
گفتم خبر مرگ زود میرسه
گفت از کی اینقدر تلخ شدی؟
سکوت کردم
گفت من پیام میدم تو جواب نده
گفتم سه تا راه داری یا دیگه پیام نمیدی یا اگه دادی باید محرمت بشم یا بلاکت میکنم! کدوم؟
میدونستم دومی رو انتخاب نمیکنه چون قبلا حرفامون رو در موردش زده بودیم و قرار بود دیگه هیچ وقت محرمیتی درکار نباشه اصلن چیزی نباشه حرفی نباشه نقلی نباشه.
طبیعتا دلش هم نمیخواست بلاک بشه و نتونه از اومد و رفت من خبردار بشه. عاقلانه ش این بود که راه اول رو انتخاب کنه و دیگه پیام نده. حالا فکر نکنین پیامای عاشقانه ها، نه،همین پیامای صد من یه غازی که هر روز تو این کانالای مجازی رد و بدل میشن.
بهش فرصت دادم که فکر کنه اما در کمال ناباوری پررویی لوس بازی یا هرچیز دیگه ای چند ساعت بعدش باز پیام داد.
گفتم انگار تنت میخاره؟
حالا کدوم؟ دومی یا سومی؟
گفت مرد عمل باش.
گفتم تو مرد عمل نیستی که راه دومی رو بری اما من مردونه راه سوم رو انتخاب میکنم.
بلاااااااک!
و بلافاصله بلاکش کردم
باورم نمیشه ما هیچ وقت بهم توهین نکردیم هیچ وقت همدیگه رو آزرده نکردیم من با اینکه باهاش راحت بودم اما همیشه احترامش دو نگه داشتم و الان فکر می کنم با این کارم بهش بی احترامی کردم
خب تقصیر از خودش بود میخواست پیام نده
حتی اگه میخواست شوخی کنه هم باید می فهمید من دیگه باهاش شوخی ندارم.
(2 لایک)
برچسب:
نویسنده: نیکی رحیمی