خرید بک لینک

نمیدونم میدونین یا نه؟ 

-من توی یه موسسه خصوصی کار میکنم که وابسته به هیچ جایی نیس . در حقیقت موسسه ما یه زیرمجموعه س که در راس این مجموعه حضرت آقا قرار داره( رئیس بزرگ) و هرکدوم از این زیرمجموعه ها در قالب یه موسسه با یه رئیس کوچک کار میکنن. اونم کارای فرهنگی ،تبلیغاتی و خیریه. 

قسمتی که من هستم با 5 نفر کارمند مشغول کارای تبلیغاتی هست. اکثر سفارشات از طریق سایت یا ایمیل گرفته میشه. و اگه مشتری کار رو نپسنده و بخواد تغییرات بده که نشه تلفنی یا اینترنتی بگه میاد موسسه و حضوری کارش پیگیری میشه. از طرف دیگه هستن کسایی که از اول حضوری میان اونم کسایی که سنی ازشون رفته و ترجیح میدن سفارشاتشون رو حضوری بدن! 

در نتیجه با آدمای زیادی توی محیط کارم روبرو نمیشم. همکارام هم متاهل هستن. 

-از طرف دیگه توی دوست و آشنا و همسایه و فامیل همه میدونن من قصد ازدواج دارم. و اگه قرار بود برام کاری بکنن تاحالا کرده بودن.  

- خدا روشکر میکنم که اگه چیزی ندارم لااقل از لحاظ شکل و قیافه یه خانوم خوب هستم و نیازی به جراحی های زیبایی ندارم. نه بینی- نه گونه- نه دندون- نه چیز دیگه. از لحاظ  اندام و هیکل هم متناسبم. نه چاق نه لاغر. رنگ پوستمم با اینکه گندمی هست اما هیچ جوش و لک و چروک نداره.

- بعدازظهرا باشگاه میرم و سه ساله بدنسازی کار میکنم. شنا رو هم تقریبا حرفه ایی دنبال میکنم. 

- کلاسای ورد و فتوشاپ و اکسل و ...... به خاطر کارم گذروندم. 

- دوتا مدرک لیسانس دارم . یه فوق لیسانس. 

- از خانواده های خوب و مطرح اصفهان هستیم از طرف مادری. 

- اوایل سال پیش بود که به پیشنهاد حضرت آقا توی دوتا مرکز همسریابی مطمئن که از آشناهای خودش بودن ثبت نام کردم ولی تا الان تعداد کسایی که معرفی شدن به عدد انگشتای دست بودن. و هرکدوم یه ایراد اساسی داشتن. 

-توی خونه کتاب میخونم. طراحی میکنم. و گهگاهی کارای هنری انجام میدم. 

- با دوستام با اینکه ازدواج کردن بیرون میریم. پارک. کافی شاپ. سینما. حتی دورهم جمع میشیم. 

- و خیلی چیزای دیگه......... 

 

همه اینا رو گفتم که بدونین یه دختر ساده نیستم که فقط برم سرکار و بیام و سرم تو لاک خودم باشه. 

اما به خاطر شرایطم نمیتونم توی گروهای مختلط عضو بشم و کوه برم باهاشون و ...... 

چون یه بار با یه گروه مجردی رفتم کویر و کلی برام داستان شد. 

 

درنهایت دیگه نمیدونم چیکار کنم؟  

من همه چی دارم: خانواده- دوست- تحصیلات- کار- پول- یه طبقه خونه دراختیار- ماشین- مهمونی- گردش- تفریح- وجدان - اخلاق - و به قول معروف کمالات.(چقدر تعریف کردم از خودما)

اما شبا که میرم تو رختخواب یه چیزی توی قلبم جاش خالیه اونم عشقه عشق!

وقتی دلت یه همزبون میخواد. وقتی دلت زنانگی کردن میخواد. وقتی تنهایی هجوم میاره. 

عمل بینی و کلاس و باشگاه و هزار کوفت و زهرمار دیگه به دردت نمیخوره. 

وقتی دلت تنگ شده و پرغصه فقط یه مرد میتونه تو رو بفهمه اونم مردی که دوستت داره.

برچسب: نویسنده: نیکی رحیمی تاريخ: چهارشنبه 27 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:51

صفحه بندی