خرید بک لینک

چند روزه سرما خوردم و سرکار نرفتم.

طبق برنامه ریزیم قرار بود امروز برم واسش هدیه بخرم اما نمیتونم.

فردا هم که تعطیله. کاش دوشنبه فرصت کنم قبل ساعت مقرر برم خرید و گرنه هدیه تولد بی هدیه تولد.


این مدت باهم چتای کوتاه کردیم و از حال هم کم و بیش خبر داشتیم.

برای روز دوشنبه قرار گذاشتیم فکر نکنم متوجه شده باشه برای چی خواستم ببینمش.

باورم نمیشه این سری اینقدر توقعم ازش کم شده و از نبودن و ندیدن و اینا دلخور نمیشم و به جونش غر نمیزنم.

اما دیشب هز بس بدحال بودم دلم میخواست پیشم بود و توی بغلش گوله میشدم و میخوابیدم. دلم میخواست بود تا روزای مریضی دستمو میگرفت و کنارم بود. اما نمیشد. فقط دورا دور احوالم رو میپرسید.

دیشب خواستم الکی ناز کنم یه متن براش فرستادم:

"ازت گله دارم !
این روزا خیلی گله دارم
این روزا باید باشی . .
این روزا باید دستات باشه
باید اخم می کردی
نگام می کردی
می گفتی ببین منو
من اینجام .. درست کنارِ تو
کنارِ همه ی تلخی و بغضات
اخمتو بیشتر می کردی
می گفتی
تا سه می شمرم
بلند می خندی
می خوام همه بفهمن
من می تونم تورو بخندونم
می خوام همه بفهمن
تو کنارِ من امنیت داری
نه اصلا فقط یه چیزی
بلند بخند
می خوام بفهمی
خندیدنت دنیارو می خندونه .
گله دارم !
نیستی .. نیستی .. نیستی

مخاطبِ از راه نرسیده ی من!"

جواب داد منم از خودم گله دارم که چرا نمیتونم کاری کنم که تو گله نکنی.

گفتم ولی من واقعا گله ندارم فقط یه متن قشنگ بود.

یه ویس برام فرستاد در مورد این بود که خانوما فقط باید 50% از نیاز عاطفیشون رو از همسرشون دریافت کنن و بقیه ش رو از خانواده دوستان طبیعت و یا سرگرمی های دیگه دریافت کنن. و اگه بخوان همه شو از شوهرشون بگیرن چون اون نمیتونه 100% نیاز عاطفی زن رو برآورده کنه اون زن احساس افسردگی و نارضایتی از زندگی میکنه و مدام در حال گله کردنه.

در جوابش چیزی نگفتم در حقیقت حالشو نداشتم اونم انگار خوابش برد.

اما فکر کنم این روزا 15% یا فوقش25% نیاز عاطفیم رو باهاش پر میکنم. قبلنا خیلی بیشتر بود چیزی حدود70% 

برچسب: نویسنده: نیکی رحیمی تاريخ: پنجشنبه 11 آذر 1395 ساعت: 17:55

صفحه بندی